پیشنهادات

سلام.

یه سری پیشنهاد به ذهنم رسید که گفتم فعلاً یه جا بریزمشون.

فعالیت های پیشنهادی برای جهادی:
- ثبت جهادی در سازمان ملی جوانان
- تشکیل بانک اطلاعاتی جهادی رفته ها
   - نظرسنجی هدفمند برای جهت دادن به برنامه ای سال بعد
   - ایجاد سایت اینترنتی
- رایزنی های اولیه در مورد مکان جهادی
   - مناطق زلزله و سیل زده
   - خوزستان (لالی و مسجدسلیمان)
   - استان فارس
   - یزد
   - بشاگرد
   - ...
- راه اندازی نشریه تخصصی جهادی
- رایزنی اولیه در مورد منابع مالی و گروه های همکار

فعالیت های پیشنهادی برای هیئت:
- ثبت در سازمان تبلیغات
- ثبت در سازمان ملی جوانان
- جلسه با دوره های جدید
   - افطاری مشترک
   - شهادت امام رضا(ع) در مدرسه
   - مسافرت مشهد فارغلی
   - مسافرت مناطق جنگی
- راه اندازی سایت یا وبلاگ

فعالیت های پیشنهادی برای جلسات هفتگی:
- جلسه بازخوانی مطالب جمع آوری شده
- جلسه با آدم های باتجربه و آگاه
   - مفیدی ها (معلمین راهنمای جدید و قدیم)
   - روانشناس (پیگیری علمی بحث شبکه های اجتماعی)
   - عالم دینی
- ارتباط با جلسات هفتگی مشابه (نیکان، مفید پایین و ...)
- تدوین راهکارهای جمع آوری شده و فرم های اطلاعات جلسات هفتگی دوره ها
- پرکردن فرم اطلاعات جلسات هفتگی دوره ها
- همایش های مقطعی تحلیل راهکارها و اطلاعات با حضور مسئولین جلسات هفتگی و آدم های مرجع
- بانک اطلاعاتی سخنران ها و موضوعات مفید جلسات به تفکیک شرایط مخاطب
- شناخت و درگیر کردن فارغلهای توانمند اداره کردن جلسات هفتگی

یا علی

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (12) | دنبالک (0)

تعادل

سلام.

در پرانتز: چرا تا میاد خیالت راحت بشه که کسی اینجا رو چک نمی کنه
(البته بجز حضرت واقف که ظاهراً آر.اس.اس ما رو ردیف کرده)
یکی پیداش میشه و میگه که وبلاگت رو می خونه؟
هرچی میگی نفسانی رو دیگه؟ میگه نه، موفلاگ رو.
آخه وبلاگی که تعداد پستها و کامنتهاش برابره ارزش خوندن داره؟

 

هرچند توقع حضور بیش از این رو تو هیئت این هفته داشتیم،
ولی خدا رو شکر جمعیت خوب بود.
یه کم مشکل تغییر ساعت داریم.

دغدغه اصلیم این بوده که جمع از جلسه استفاده کنن؛
حالا می خوان باز هم بیان یا نه. یا حتی می خواد دفعه بعدی هم هیئت باشه یا نه.
تو این قضیه وقتی خودت تو مود نباشی یه کم مدیریت کار سخت میشه.
اینکه مثلاً دعا طولانی نشه.
خوب شاید تو خودت حوصله اش رو نداشتی و بقیه دارن استفاده می کنن.
پس معیار چیه؟

معیار تعادله.
به هر حال وقتی میگی دعای کمیل، فضا و زمانش معلومه.
برنامه روتینی هم هست. کسی هم قبلش تیکه ننداخته که حالا بی خیال شید.
پس نمیشه طبق حال خودت کمش کنی.

با این حال فکر کنم اگه بار دیگه همون آل یس بخونیم بیشتر بچسبه.

الهی و ربی من لی غیرک

یا علی

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (12)

رویکرد «به نتیجه رسیدن»

سلام.

جهادی امسال خیلی چسبید؛ جای همه خالی.
از همه تشکر.

یه تجربه خوبی داشتم و اون راه اندازی جلسه هفتگی بود.

چون تعدادمون زیاد نبود جلسه هفتگی دوره های 5 و 6 و 7 راه انداختیم.
10، 15 نفری شدیم.
موضوع جلسه بحث دربارۀ جهادی و نقش ما تو اون بود.
وقت کم یک ساعته باعث شد فشردگی مطالب مناسب باشه
و از حرف های حاشیه ای پرهیز شه.

یه نکته ای گفتند که: خوب، نتیجه؟
و این یه مطلب مهمی است: قرار نیست در جلسات هفتگی به نتیجۀ خاصی برسیم.
ما تخصص ها و سلیقه های مختلفی داریم و رویکرد «به نتیجه رسیدن» فقط کار رو خرابتر می کنه.
جلسه هفتگی فقط دید ما رو نسبت به یک موضوع وسیع تر می کنه
تا در تصمیم گیریهای فردی و گروهی بهتر به نتیجه برسیم.

یا علی

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (6)

تحمل

سلام.

با دوتا بچه های دوره 11 درباره کارهای فرهنگی دانشگاه صحبت می کردیم.
حرفشون بیشتر استمرار و برنامه ریزی بلند مدت بود.

یه نکته ای به ذهنم رسید که
این بحث ها معمولاً محقق نمی شه چون ماها مهارتش رو یاد نگرفتیم.
برای مثال اینکه
جلسه هفتگی دوره مون محک خوبی برای اجرای یه کار فرهنگی مستمر و عمیقه.
تمام مشکلاتی که ممکنه یه جلسه هفتگی رو ازنظر «نظم» و «محتوا» ضعیف کنه در بقیه جاها هم ممکنه پیش بیاد.
و ما معمولاً چون می فهمیم مرد کار تو جلسه هفتگی نیستیم میریم دنبال یه کار دهن پرکن تو یه محیط جدید که ادعاها و حرفهامون بتونه بقیه رو جذب کنه. ولی معمولاً در طول زمان و با بروز عملکردهامون دستمون رو میشه.

یه نمونه از مشکلات موجود درهر کاری «افکار و سلیقه های مختلف»ه.
در چنین شرایطی مهارتی به نام «تحمل» لازمه.
بعضی اوقات ما تحمل قبول کوچکترین اختلاف نظر رو بین دوستان چندین ساله مون با هزارتا نقطه اشتراک نداریم، اون وقت می خوایم برای یه مملکت نسخه بپیچیم.

این هم یه کلید واژه دیگه است که اگر برای کسی جالب بود میشه بازش کرد.

سال نوتون مبارک! دعا برای فرج رو وقت سال تحویل فراموش نکنیم.

یا علی

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (3)

اصل و قالب

سلام.

هیئت روز اربعین هم برگزار شد با تمام درس هایش.

یه نکته درمورد هیئت سال ها تو ذهنم بوده
که شاید برای شما (برای کی؟ مگه اینجا هم خوننده داره؟) راهگشا باشه.

آنچه ما کم داریم در جمعمان توجه به اصل است و فرع دانستن قالب.
چون معمولاً لنگ برگزاری مراسم و برنامه ها هستیم تا پیاده شدن واقعی هدف آنها.
این مشکل من با تیپ جلسه هفتگی (جمع شدن دوستان)، جهادی و حتی هفتۀ شهداهایمان بوده و هست.

در هیئت سعی کردیم قالب را منعطف و خالی از تعصب و اصالت تکرارپذیری کنیم تا حضور و پیگیری بچه ها هم متمرکز بر اصل و هدف باشد.
ساده اش: اگر فکر می کنی استفاده می کنی بیا.

یا حسین

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (8)

یک بار دیگه

سلام،

این بار هم خدا توفیقمون داد به عزاخانۀ امام حسین(ع) وارد شیم.
«و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم»

یک بار دیگه درک کردیم که آدم ها رو دعوت می کنن که بیان.

یک بار دیگه درک کردیم که هیئت به جمعیتش نیست.

خدا دست ما رو از این در کوتاه نکنه!

یا حسین

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (10)

لطلب الاصلاح ...

سلام،

«انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی»

این نکته می تواند در بسیاری از امور زندگیمان راه گشا باشد:

نقش ما در اصلاح جامعه،
به خصوص جامعه ای که سابقاً نسبتی با آن داریم.

جامعۀ فامیل، همسایگان، دوستان، دانشگاه و همکاران.

یا حسین

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (9)

چرا مقدسه؟

سلام،

با یه سری مفیدی تو راه رفت مشهد بودیم،
آمدم تو کوپه و نشستم که «جمع ما مقدسه».
یعنی باید خیلی حرمت ها رو نگه داریم؛
این طور نیست که اولین جوکی که به ذهنمون رسید بگیم و ... .

یکی گفت «بابا این حرف های مقدسه مقدسه رو ول کن.»
همون حرف تکراری که ما خودمون همیشه بهانه اش می کنیم.

این رو نوشتم که دلایل مقدس بودن رو بگم؛
شما هم اگه دلیلی برای قبول یا رد این مطلب تو ذهنتونه بفرمایید.

1- عنایت الهی به تک تک این بچه ها و جمع ها در همۀ امور.
2- زحمات پدر و مادر و چشم امیدشون به ما.
3- زحمات خودمون در کسب علم، معرفت و معنویت.
4- زحمات مؤسسین، شهدا و معلمین مدرسه در تربیت ما.
5- زحماتی که برای حفظ اسلام، انقلاب و رشد مملکت کشیده شده.
6- جمع دوستان با مرام و مؤمن.
7- نوع مسافرت.

- - - - - - - - - - - - - - - - -
پی نوشت:
شرمنده، یه کم کلیشه ای شد؛ ولی به نظرم جای تأمله. به همه چیز که نمی شه بی تفاوت بود. ما هم باید برای خودمون، خانوادمون، دوستامون و جامعه مون قدمی برداریم. نه اینکه خودمون بشیم غضنفر که یکی بیاد مهارمون کنه به خودمون گل نزنیم. یا علی

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (8)

پروفسور جلسه

سلام،

1- از اول یادمون ندادن چیکار کنیم.
چون خودشون هم نمی دونستن باید چیکار کنیم.

ما نمی خوایم توان کسی رو قضاوت کنیم،
ولی نتیجۀ کار که معلومه.

آیا جلسه های هفتگی دوره ها
داره با گذشت زمان منظم تر و پر محتوا تر میشه؟
این که توش اختلاف نیست، جواب همه یکیه.

آقای [...] می گفت اصلاً جلسه هفتگی
به اون معنای هفتگی که تو ذهن شماست دیگه نیست.

منظور: حداقل چیزی که به ذهن می رسه اینه که
می تونستن یه پروفسور بذارن
بگرده ببینه کدوم دوره ها جلسه هفتگیشون خوبه،
بره از بچه هاش بپرسن چیکار کردید خوب مونده؟

اگه ما خبر نداریم بگید کی یه همچین کاری کرده.
اصلاً براشون مهمه جلسه هفتگی فلان دوره به کجا رسیده؟
الحمدلله نظریه تا دلت بخواد بهت می دن ...

2- از اول می شه جلسه هفتگی رو کرد
"کارگروهی مطالعات تعهدی تخصصی".

(می دونید که نظریۀ بنده در مورد خروجی های مفید
"متعهد متخصص"ه.
و طبق نظریۀ بعضی
تخصص همین علوم دانشگاهیه
و تعهد عقاید اسلامی انقلابیه.)

عادت بدن بچه ها یه کتاب تعیین کنن،
بشینن تو طول هفته بخونن،
یکی بیاد توضیح بده، بحث بشه،
نتایجش رو چاپ کنن.

سخنران هم بشه گردونندۀ مطالعات.

3- می دونید که در مورد قسمت اول،
تند می نویسیم که مطلب قلقلکمون بده،
و گرنه خدای نکرده قصد جسارت نداریم.
اگه احترام قایل نبودیم که وقتمون رو واسه این کار نمی گذاشتیم.

یا علی

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (3)

جلسه هفتگی؛ جور دیگر باید دید!

سلام،

کارکرد جلسه هفتگی اگه به دید و بازدید محدود بشه
خوب چه مزیتی نسبت به فوتبال یا کوه هفتگی داره؟
حداقل اونها یه ورزشی هم هست و خرج هرکسی هم با خودشه.

جلسه می تونه کارکرد فرهنگی اجتماعی عمیق تری داشته باشه.
به شرطی که قدرش دونسته شه و قواعدش رعایت شه.

اولین قاعده شاید احترام به جمعه که هر حرفی نزنیم
و فقط به رای خودمون تو جلسه هرکاری نکنیم.

بعد بنای محورهای منظم جلسه است که مورد اتفاق همه و کم هزینه باشه؛
مثل نماز جماعت، قرآن دسته جمعی و مرور اخبار هفته.

بعد تقویت محتوای جلسه در جهت رشد فکری و آگاهی مذهبی-اجتماعی.
همان سواد علمی که پست قبل گفتیم.

راهکار: به هرحال یه عده ای باید بیان بشن هستۀ پای کار و برنامه ها رو دنبال و پیگیری کنن.
نمیشه هی بشینیم بگیم چرا این و اون!؟
باید خودمون رایزنی کنیم، انگیزه ایجاد کنیم،
مطالب و موضوعات خوب معرفی کنیم،
استاد خوب، کتاب خوب و فیلم خوب.

برای حفظ تنوع هم میشه برنامه ها رو تو هفته های متوالی تغییر داد؛
مثلاً یه برنامۀ چهار هفته یه بار:
یه هفته مذهبی، یه هفته فرهنگی اجتماعی
یه هفته ادبی هنری و هفتۀ آخر تحصیلی اقتصادی.

یا علی

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (0)

سواد علمی

سلام،

یکی از مهم ترین کارکردهای جلسه هفتگی
افزایش سواد علمی بچه ها در بارۀ بحث های مفید روزمره و علمی است.

سواد علمی به این معناست که شما الفبای موضوع رو بشناسی،
بعد می توانی بسته به علاقه، وقت و نیاز خودت توی اون زمینه عمیق بشی.

مثلاً دانستن الفبای روان شناسی، معیارهای اقتصادی، سردرآوردن از مبادلات بورس،
دانستن نظرات کلی فلاسفۀ اسلامی، تفاوت کلی کلام جدید غربی و تفکرات مسلمین،
انواع ژانرهای سینمایی، انواع شعر و غیره.

راه حل: پیداکردن یه نفرآدم قوی توی اون زمینه و دو جلسه صحبت تو جلسه هفتگی،
اگه بچه ها با طرف جلو بیان الفبای موضوع رو میگیرن.

یا علی

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (2)

دوران شکل گیری اعتقادی اخلاقی

سلام،

به فکرم رسید اینجا رو بکنم خونۀ جلسه هفتگی، هیئت و شاید کمی هفتۀ شهدا.
تا خدا چی بخواد.

یه نکته ای به ذهنم رسید که اول کار شاید کار رو خراب کنه؛
به هر حال حرف حقه.

هفتۀ پیش جلسه مون تعطیل بود و قرار گذاشتیم بریم جلسۀ آقا مرتضی.
از قضا خود حاج آقا هم صحبت نکرد و کس دیگری منبر رفت؛
برای من که خیلی قابل استفاده بود.

به ذهنم رسید دوران اوج جوانی و استعداد شکل گیری اعتقادی اخلاقی
-که شاید بین 18 تا 27 باشه- رو ول کردیم
چسبیدیم به جلسات گپ و گفت که فقط همدیگه رو ببینیم.
کاش این دوران دنبال عقاید و اخلاقمون بودیم که به هر بادی نلرزه.

این آقای میرزایی دوره8 خوب کاری کرده جلسۀ تحقیق مذهبی جدی گذاشته،
خدا خیرش بده.
کاش این جور برنامه ها بینمون جا بیفته.

البته همۀ اینها یه طرف و اهمیت جلسه هفتگی هم سر جاش.

یا علی

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (1)

دغدغۀ اصلی تشکیل هیئت

سلام،

شاید دغدغۀ اصلیمون تو تشکیل هیئت
تشکیل یه جمع مثبت و فعال بین فارغلهای مفید2 بود.

بهترین و ساده ترین راهی که به ذهنمون رسید تشکیل هیئت بود؛
یعنی سپردن رفاقتمون به اهل بیت(ع)
و نشستن سر سفرۀ معارف الهی
و توسل به اهل بیت(ع).

همیشه دعا کردم که خدا جمعمون رو برای یاری امام زمان(عج) حفظ و تربیت کنه.

یا علی

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (0)

جلسه و هیئت

سلام،

نظم:  
وقتی هیئت با هیبت فعلی نوپاتر از این بود
بچه‌ها گفتن پس جلسه چی می‌شه؟
گفتیم ربطی به هم نداره و هیئت معمولاً ماهی یه باره.
الحق هم جلسه‌مون نظمش رو حفظ کرده.

 تداخل:  
گفت مسعود به این چیزها کار نداره، خودش سرخود عمل می‌کنه!
ولی همیشه سعی کردیم برنامه رو با همه هماهنگ کنیم و از قبل اعلام کنیم.
مشکل اینه که مثلاً برنامۀ مشهد از 4(!) ماه قبل اعلام می‌شه،
کلی آدم توش درگیر می‌شن،
بعد یه لابی نوپا بدون اینکه تداخل جدی باهاش داشته باشه می‌خواد برنامه رو تعطیل کنه.
این وسط ما می‌شیم خود رای.

 کارکرد:  
اگه خواستیم هیئت رو به بهانۀ اهمیت گعده تعطیل کنیم اشتباه کردیم.
چون هیئت جای شکل‌گیری یه جمع هدف‌منده.
اگه خواستیم جلسه هفتگی رو هم هیئت کنیم اشتباه کردیم.
چون جلسه جای شکل‌گیری یه دوستی مستمره.
دوستی مستمر فراز و نشیب و جلوه‌های مختلف داره
که یکیش انجام اعمال مذهبی مشترکه (مشابه اونچه تو هیئت اتفاق می‌افته)
و البته تابع زمان و دغدغه‌ها.

 تجربه:  
اگه بگیم تو مفید بالایی‌ها هیچ‌کس به اندازۀ ما (دوره پنجی‌ها)
معنی جلسه هفتگی رو لمس نکرده،
شاید اغراق نکرده باشیم.
تو هیئت هم بچه‌های ما خوب فعالن. 

جمع‌بندی:  
جمع فارغل‌ها نیاز به بسترهای متنوعی
جهت رشد کمی و کیفی جمع
و البته رشد فردی و جمعی داره.
از بین بسترهای  مختلف
جلسات هفتگی
و هیئت بسیار با اهمیتن.
برای رونق و استمرار این دو بستر موارد زیر مفیده:
کارکرد
هر کدوم در جای خودش مشخص و تقویت بشه.
تداخل
برنامه‌ها با هماهنگی‌های معمول رفع بشه.
نظم
برنامه‌ها در طول زمان حفظ بشه تا بعنوان یه عادت خوب دربیاد.
تجربه
هم سرمایۀ کاره و هم سود سرمایه‌گذاری؛
اگه برای بدست آوردنش عجله دارید، از مشورت استفاده کنید.

 یا علی

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (0) | دنبالک (0)

یه چیز بزرگتر

سلام،

1) بعد از دوران یزد، وضعیت فارغلها و پتانسیلشون حسابی ذهن و کارم رو مشغول کرده؛

اینکه چه نقشهای جدی میتونیم تو جامعه داشته باشیم،

اینکه چه عوامل بازدارنده ای وجود داره،

و اینکه تعامل طیفهای مختلفمون چجوری باید باشه.

2) از قدیم به جلسات فرهنگی منظم عقیده داشتم؛

همین بود که جلسه هفتگی دورمون رو دست گرفتم،

و خدا رو شکر فکر میکنم یکی از موفقترین جلسه ها تو مفید2 باشه.

در مورد فارغلها هم قضیۀ هیئت رو دوباره علم کردیم،

که ایشالله با توجه خدا و اهل بیت(ع) جمع خوبی بشه و بچه ها هم استقبال کنن.

3) در مورد پست قبلی؛

مدتها بهش دست نزدم. به نظرم یه نکته خوبی بود،

ولی نه یه راهکار عام.

الان دیدم اینه که جمع فارغلها فقط یه بهانه است برای بهتر رشد کردن؛

مثل اینکه ما روی 65تا شهید کار میکنیم تا فرهنگ شهادت رو برای خودمون نهادینه کنیم.

لذا خط کشی و تعصب مفیدی و غیرمفیدی رو قبول ندارم.

هرکس هم میپرسه فلان کار رو بکنیم تا مثلاً جهادی تعطیل نشه،

میگم خوب تعطیل بشه. ما دنبال یه چیز بزرگتریم که ممکنه برگزاری جهادی ما به اون چیز بزرگتر آسیب بزنه.

4) فعلاً زیاد شد!

یا علی                    

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (0) | دنبالک (0)

وجه تمایز

سلام،

این نظریه از حرفهای آقای افروغ به ذهنم رسید.

مضمون حرفشون این بود که یک گروه باید سه خصوصیت داشته باشه:

1) احساس تعلق و صمیمیت بین افراد

2) فعالیت های چندگانه و در چند محیط

3) تعیین مرزها و حدود با گروه های دیگر جامعه

ما هم خوشمون اومد.

جمع فارغلهای ما اولی و دومی را به تمام معنا دارن.

اما به نظر من مشکل سومیه.

همون طور که هرکس انتقادی به فضای حاکم می کنه،

خیلی ها اصل خیلی ارزشها رو کم رنگ

یا کم اهمیت جلوه می دن.

یعنی اصلاً ارزشی برای حفظ کردن وجود نداره

یا ارزش همونیه که بهش عمل میشه

یا میگن شایستگی رو کی تعریف کرده

اخلاق کجاست؟

همینی که هست باید باشه.

میگویم بالاخره معیار و ملاک داریم یا نه؟

وجه تمایز ما با دیگران چیه؟

یا علی

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (12)

مثل آدم

سلام،

1) اولین جهادی فارغ التحصیلیمان را آن وقتی رفتیم که

هنوز کارت دانش آموزیمان اعتبار داشت.

اردوی فارغ التحصیلی دوره ای

با سه تا معلم!

همراهم یکی از آشناها بود

که تازه می خواست بره دبیرستان.

یه بار آقا معصومی کشیدم کنار

و بهم گفت که بهتر بود نمی آوردمش؛

براش بدآموزی داره،

ببین چه جوکها و شوخیهایی بین بچه ها هست!

2) امسال برای سال دوم با بچه های دانشگاه یزد رفتم جهادی.

چهار نفر دیگه هم

(مفیدی و غیرمفیدی)

همراهم بودند؛

توی اردو مفیدی های دیگری هم بودن.

اردو هر چه بود،

از نظر اخلاقی عالی بود.

4، 5نفر طلبه هم اومده بودند،

کلی هم بحث های خوب شد،

برای خیلی ها بهترین و باحال ترین اردو بود،

بدون حرف های اضافه.

3) تا حالا چند بار شده 

نظر خیلی ها که تو جلسه هفتگی ما اومدن،

نسبت به مفید و مفیدی بد شده.

چرا نمی تونیم مثل آدم باشیم؟

یا علی                     

نوشته شده توسط masih در ساعت | نظرخواهی (13)